آهنگ زندگی


زندگی شبیه یك بوم نقاشی است. هر چه بر روی آن بكشی همان می‌شود، می‌توان نقش شادی و خوشبختی بر آن بكشی و با لذت به تماشای آن بنشینی و یا می‌توان رنج و محنت بر روی آن بكشی و آن را چیز وحشتناكی بدانی. می‌توانی از این آزادی فكر و اندیشه استفاده كنی و زندگی‌ات را از زیبایی، نیكی، شادی و سرور لبریز كنی و می‌توانی از این آزادی استفاده كنی و زندگی‌ات را به جهنم تبدیل كنی. تو آزادی. آدم خوش بین و كسی كه تصمیم می‌گیرد بر روی این بوم، زیبایی را نقاشی كند، صبح كه از خواب بیدار می‌شود به طرف پنجره می‌رود و می‌گوید: «صبح بخیر پروردگار».


آدم بدبین و كسی كه تصمیم گرفته بدبختی را ترسیم كند به طرف پنجره می‌رود و می‌گوید: «خدای من، باز هم صبح شد! »

در ذات انسان چیست؟ انسان موجودی است كه انتخاب می‌كند. قدرت انتخاب دارد، ولی در درونش، در ذاتش چه چیزهایی هست. چیزی در ذات پرنده است و به همان دلیل است كه او می‌خواند، درخت سایه‌اش را می‌بخشد و ابر می‌بارد، همان چیزها در ذات ما هم وجود دارد. در ذات آنها سرور وجود دارد و در ذات ما خوشحالی. خوشحالی به یك عامل بیرونی نیاز دارد و سرور عامل درونی دارد. او می‌خواند چون از خواندن پر شده است. او می‌بارد چون از باریدن پر شده است. سرور همه جای جهان را پر كرده است. انسان آزاد است كه آهنگ زندگی‌اش را خودش انتخاب كند. می‌تواند آهنگ غمگین را انتخاب كند یا اینكه سرور را انتخاب كند. انتخاب با شماست. راستی شما چه آهنگی را انتخاب كرده‌اید.

زندگی یك آهنگ است كه قابل انتخاب و تغییر است. باورهای ما ریشه در اتفاقات و گذشته ما دارد ولی تنها همین نیست. آنها قابل تغییر هستند. به اطرافتان نگاه كنید واقعاً چند نفر نیازمند و بد بخت از نظر مالی یا سلامتی هستند. اینها همانهایی هستند كه آهنگ غم را انتخاب كرده‌اند، آنها تصمیم گرفته‌اند كه بدبختی را ترسیم كنند.

یونگ معتقد بود كه جهان بر اساس نظم ایجاد شده است و آنچه در بیرون اتفاق می‌افتد نظم است و تمام پدیده‌های بیرونی از این قانون طبیعت پیروی می‌كنند، حتی بیماری هم بر اساس، قوانین و نظمی كه در جهان وجود دارد به وجود می‌آید و اگر فردی بیمار می‌شود و یا عفونتی در جایی ایجاد می‌شود این نمایانگر این است كه نظمی وجود دارد، یعنی میكروبها كارشان را خوب انجام می‌دهند. یعنی آن موجود كوچك هم نظم دارد و كارش را خوب انجام می‌دهد. 

یونگ می‌گوید: شما آنچه را انتخاب كنی همان را می‌یابی. حتی در بدترین شرایط. زیرا تو تنها انعكاس افكارت را در بیرون پیدا می‌كنی. طبیعت جهان بیرون به نوعی هوشمند است و می‌خواهد افكار و باورهای ما را بیازماید. بنابراین او هرگونه باوری كه انتخاب كنید را حمایت می‌كند. كاری به بد یا خوب بودنش ندارد و دقیقاً چیزی را به شما نشان می‌دهد كه آن را می‌خواهید. هر اتفاقی كه می‌افتد به خودی خود نه خوب است نه بد. فقط یك اتفاق است. این ما هستیم كه آن را خوب یا بد می‌گوئیم.

الخیر فی ما وقع: خیر در چیزی است كه اتفاق می‌افتد. آنچه در جهان صورت پیدا می‌كند. تجلی خداوند است و سراسر خیر و بركت.  اگر بدانیم كه تمام اتفاقات از جانب خداوند آمده‌اند، همه آنها خیر هستند و همه آنها به ما كمك می‌كنند تا بركت را وارد زندگیمان بكنیم. چون خداوند خود سراسر عشق است. هر چقدر او را قبول نكنیم او توجه‌اش را از ما نمی‌كاهد و عشق خود را رایگان به ما می‌بخشد. زیرا او بی‌نیاز و بی‌توقع است. او سراسر عشق است.

الطاف خداوند به اشكال مختلف نمود پیدا می‌كند. جهان، تصویر تكرار شدن خداوند است. جهان صورتهای مختلف لطف خداوند است.

چیزهایی كه به نظرتان بد می‌آید، نیز از طرف خداوند هدیه‌هایی هستند كه شما خودتان را بهتر بشناسید. دست كمك دیگران را رد نكنید. اجازه دهید با قبول كمك دیگران، خداوند وارد زندگیتان گردد. انسان‌ها جلوه‌های خداوندی هستند. آنها را بپذیرید. خداوند را بپذیرید. هیچ انسانی ذاتاً و كاملاً بد نمی‌باشد. خوبی را ببینید. نظم، سرور و آهنگ زندگی را در همه پدیده‌ها ببینید. با غرور بیجا و اینكه از من سنی گذشته است، خودم می‌دانم، كمك دیگران را رد نكنید. در كمك كردن به آنها هم خست به خرج ندهید. هدایای دیگران هر چند ممكن است با نقطه نظرها و تعصبات شما تفاوت داشته باشد، آنها را قبول كنید و آنها را بپذیرید و بر آنها ارج نهید. خداوند از طریق دیگران به ما روزی می‌رساند. او از طریق دیگران سرگرم گفتگو با ماست. انتظار نداشته باشید مستقیماً به ما كمك كند. پولی بدهد یا با ما حرف بزند. او حتی با پیامبرانش هم از طریق واسطه‌هایش و فرشتگانش صحبت می‌كرد. پس كمك دیگران، كمك خداوندی است. آن را بپذیرید و بر آن ارج نهید.

خودتان را موجودی بی‌ارزش ندانید. بی‌ارزش شدن، خود خطا است. اصلاً توهین به خداوند است. اگر خودتان را مفلوك و بی‌ارزش بدانید یعنی خداوند شما را اینگونه خلق كرده است و خداوند چون خودش مقتدر و بسیار با‌ ارزش و متعالی است نمی‌تواند موجود بی‌ارزشی را خلق كند. پس شما بسیار با ارزش هستیدانسان اشرف مخلوقات است، بی‌ارزش شمردن او گناه است.

 زمانیكه كافران نزد پیامبرحضرت محمد (ص) آمده بودند از او سؤال كردند: ای محمد ما خدای تو را قبول نداریم آیا او ما را قبول دارد؟ ندا آمد كه ای محمد به آنها بگو اگر بدانید من چقدر شما را دوست دارم از عشقی كه نسبت به شما دارم جان می‌دهید. خداوند اگر كسانیكه قبولش ندارند اینگونه دوست داشته باشد پس كسانیكه او را عشق و نیرو و سراسر حیات می‌دانند، را چقدر دوست دارد. بنابراین هنگام خواب،  در بیداری، در مراقبه بدانید، آگاه باشید و مرتباً با خودتان در هر شرایطی كه هستید بگوئید. خدا با من است.



تاریخ : 27 آذر 93 | 18:55 | نویسنده : مرضیه لک | -------------
.: Weblog Themes By VatanSkin :.