هوش اجتماعی

هاچ و گاردنر معتقدند هرکس چهار خصوصیت زیر را داشته باشد صاحب هوش بین فردی است:

* سازماندهی گروه: داشتن ابتکار عمل برای هماهنگ کردن فعالیت های عده ای از افراد.

این استعدادها را می توان در کارگردانان تئاتر، افسران ارتش و مدیران شرکت ها و سازمان های مختلف مشاهده کرد. در کودکی، این گونه افراد در زمین بازی، کاپیتان تیم هستند و درباره ی نحوه ی بازی تصمیم گیری می کنند.


* مذاکره برای حل مسایل: استعداد میانجی گری، جلوگیری از بروز اختلاف، حل و فصل دادن به مشکلات. افرادی که از این خصوصیت برخوردارند برای داوری کردن در مشاجرات مناسب هستند و نقش میانجی را خیلی خوب بازی می کنند. برای مشاغل سیاسی و حقوقی عالی هستند. در کودکی همان کسانی هستند که بحث و جدل در زمین بازی را فرو می نشانند

* روابط شخصی: استعداد همدردی و دلجویی از دیگران. کسی که دارای این ویژگی باشد خیلی راحت با دیگران روبرو می شود و در قبال احساسات دیگران احساس مسئولیت می کند – هنر ایجاد رابطه. این گونه افراد می توانند همسران قابل اعتماد، رفقای صمیمی، شرکای تجاری مناسب و بازیکنان تیمی خوبی باشند. در دنیای تجارت می توانند مأمور فروش یا مدیران شایسته ای باشند. برای شغل معلمی عالی هستند. بچه هایی مثل شهلا با همه ی افراد دور و بر خود خیلی خوب کنار می آیند و به راحتی داخل بازی می شوند و همواره شادند. این گونه بچه ها احساسات دیگران را از روی چهره شان به خوبی می خوانند و در بین همشاگردی های خود خیلی محبوب هستند.

* تجزیه و تحلیل اجتماعی: شناخت و بصیرت درونی راجع به عواطف. انگیزه ها و علایق دیگران. این گونه افراد به راحتی می توانند با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنند. آن ها با این توانایی خود می توانند مشاور یا روان درمانگر خوبی باشند و اگر کمی بر طبع ادبی خود نیز بیفزایند رمان نویسان خوبی از آب درمی آیند.

مهارت های فوق، عوامل ضروری بر جذبه جادویی و موفقیت های اجتماعی هستند. افرادی که از هوش اجتماعی خوبی برخوردارند. به راحتی با دیگران رابطه برقرار می کنند، احساسات و واکنش های مردم را به خوبی پیش بینی کرده و به آن جهت می دهند و مشاجرات را حل و فصل می کنند. آن ها از آن دسته افراد هستند که همه دوست دارند با آن ها باشند چون رفتارشان دلگرم کننده و روحیه بخش است و خلاصه «مهره ی مار» دارند.

اما اگر این مهارت های اجتماعی به کمک درک هوشمندانه ای از احساسات و نیازهای حقیقی شخص متعادل نشوند آن گاه ممکن است به موفقیت های اجتماعی توخالی و بی ثباتی منجر گردند. این اظهار نظر مربوط به مارک اسنایدر روان شناس دانشگاه مینه سوتا است که در مورد افرادی تحقیق کرده است که مهارت های اجتماعی شان آن ها را به بوقلمون صفتان اجتماعی تبدیل کرده است. بوقلمون صفتان اجتماعی کسانی هستند که هر کاری را برای مورد توجه واقع شدن انجام می دهند. اسنایدر می گوید «نشانه ی کاری را برای مورد توجه واقع شدن انجام می دهند. اسنایدر می گوید: «نشانه ی آن که کسی به بوقلمون صفتی دچار شده این است که وی از نظر اجتماعی خیلی محبوب و دوست داشتنی است ولی روابط خصوصی پایدار و ارضا کننده ای ندارد. به هرحال روش صحیح آن است که مهارت های اجتماعی را با صداقت کامل مورد استفاده قرار دهیم

منبع:http://robabnaz.persianblog.ir/

روانشناسان معتقدند انسان نه یک نوع هوش بلکه انواع مختلف هوش دارد.هوش عاطفی، هوش ارتباطی،هوش اجتماعی وهوش ریاضی و ...ادوارد ثورندایک، روانشناس دانشگاه کلمبیا و نخستین کسی که مفهوم هوش اجتماعی را طرح نمود، در مقاله ای که به سال 1920 در مجلة ماهانة هارپر به چاپ رساند، چنین نوشت:  هوش اجتماعی به طور مکرر در مهد کودک ها، زمین بازی، سربازخانه ها، کارخانجات و سالن های حراج خودنمایی می کند، اما در شرایط رسمی و استاندارد آزمایشگاهی نمی توان آن را یافت. تورندایک اشاره می کند که هوش اجتماعی برای موفقیت در بسیاری از عرصه ها، بویژه رهبری، اهمیت حیاتی دارد.

دیوید وکسلر ، روانشناس توانایی که پر استفاده ترین معیار سنجش بهره هوشی تا به امروز را ایجاد نموده هوش اجتماعی را رد نموده و آن را همان هوش عمومی می داند که در موقعیت های اجتماعی به کار گرفته می شود.

«تمام عواطف ، اجتماعی هستند. نمی توان پیدایش یک احساس را از دنیای روابط انسانی مجزا دانست- تبادلات اجتماعی ما موجب برانگیخته شدن احساسات مان می گردند.»

محتوای هوش اجتماعی، در دو مقوله گسترده سازمان می یابد:

 یک آگاهی اجتماعی، یعنی آنچه دربارة دیگران حس می کنیم و دیگری  مهارت اجتماعی،  عملی که براساس این آگاهی انجام می دهیم.

آگاهی اجتماعی:

آگاهی اجتماعی طیف گسترده ای است  از اولین احساس ما در بارة حالت درونی طرف مقابل، و درک احساسات و افکار او در موقعیت های پیچیدة اجتماعی است .این گستره شامل موارد زیر است.

1-    همدلی اولیه :

احساس کردن چیزی به همراه دیگران، احساس کردن علائم عاطفی غیر کلامی.

2-    هماهنگ سازی:

گوش کردن با پذیرش کامل،هماهنگی با فرد مقابلهماهنگی به معنای توجهی است که از همدلی لحظه ای فراتر می رود و به حضوری کامل و با ثبات تبدیل می شود که رابطة صمیمانه را ممکن می سازد. در این جا ما تمام توجه خود را به فرد مقابل می دهیم و با دقت به او گوش می کنیم. یعنی بیش از آن که به دنبال طرح نقطه نظر خود باشیم در پی درک مخاطب هستیم. به نظر می رسد گوش کردن به این نحو، قابلیتی طبیعی باشد. اگر به جای گوش سپردن به حرف های دیگری ، فقط برای او صحبت کنیم، گفتگوی ما تبدیل به تک گویی خواهد شد.

3-    درک همدلانه:

درک کردن افکار، احساسات و مقاصد دیگر، برخی معتقدند ، درک همدلانه ، مهارتی بنیادی در هوش اجتماعی است.درک همدلانه براساس همدلی اولیه شکل می گیرد، اما درک واضحی از احساسات و افکار دیگری را نیز به این همدلی احساسی می افزاید.

4-    شناخت اجتماعی:

آگاهی دربارة طرز کار جامعه، چهارمین جنبه از آگاهی روابط بین فردی، دستیابی به این دانش است که دنیای اجتماعی عملأچگونه کار می کند . کسانی که در این حیطه ماهر هستند ، می دانند در بیشتر موقعیت های اجتماعی چه رفتاری از آنان انتظار می رود.

این افراد می توانند به دقت سیاست بازی های درون یک سازمان را شناسایی کنند. یکی از موقعیت هایی که نشان دهندة شناخت اجتماعی است توانایی پیدا کردن راه حل برای وضعیت های دشوار اجتماعی است.

مهارت اجتماعی

درک احساسات دیگری یا شناخت افکار و مقاصد آنها، به تنهایی تضمین کنندة یک رابطة پر ثمر نیست . مهارت اجتماعی با تکیه بر آگاهی اجتماعی، امکان برقراری روابطی مؤثر و روان را پدید می آورد.

مهارت های اجتماعی شامل موارد زیر می باشد:

1-هماهنگی و انطباق :

رفتارهای متقابل مناسب و روان در سطح غیر کلامی، سازگاری و انطباق، موجب از بین رفتن اصطکاک در برخوردهای بین فردی می گردد. این ویژگی که پایه و اساس مهارت های اجتماعی را تشکیل می دهد، سنگ بنای سایر جنبه ها نیز می باشد. ناتوانی در هماهنگی و انطباق، توانایی اجتماعی فرد را تضعیف می کند و موجب کمرنگ شئن تعاملات اجتماعی او می شود.

2-ابراز وجود:

معرفی خود به نحو مؤثر،جذبه یکی از جنبه های ابراز وجود است. جذبة یک سخنران قوی و معلم یا رهبر بزرگ در این است که می تواند هر احساسی را که خود می خواهد در درون ما پدید بیاورد. هنگامی که شخصیتی پرابهت، جمع کثیری از مردم را مجذوب خود می سازد، ما شاهد چنین سرایت عاطفی شدن با افکار و احساسات خود ترغیب می کنند.قابلیت «خودداری» از بروز عواطف و مهار آن، گاهی به عنوان کلید موفقیت در ابراز وجود محسوب می شود. افراد ماهر در این قابلیت، در تمام موقعیت های اجتماعی آداب دانی خود را نشان می دهند و از اعتماد به نفس برخوردارند.

3-اثر گذاری:

شکل دهی به نتیجة تبادل های اجتماعی موفق ترین افراد در ارتباطات اجتماعی کسانی هستند که قادرند با استفاده از قابلیت اثر گذاری خود و با خویشتن داری و مهارت هر گفت و گویی را به نتیجه سازنده بدل کنند. دیگران را به تبعیت از خود دنبال کنند.

4-ابراز توجه و رسیدگی :

اهمیت دادن به احتیاجات سایرین و عمل کردن بر طبق این احتیاجات.در هوش اجتماعی تنها همدلی و دلسوزی کافی نیست بلکه توجه و رسیدگی و حمایت از دیگران شرط کافی آن می باشد

نتیجه گیری

اگر بخواهیم شرح کاملی از هوش اجتماعی به دست آوریم، به طور مسلم نمی توان این اجزای اساسی سازندة روابط محکم را در آن نادیده گرفت. بدون این قابلیت ها، مفهوم نظریه خشک و بی روح است و تنها می تواند هوش محاسبه گر را ارزیابی کند و از فضایل یک قلب پر احساس غافل می ماند. در مورد این موضوع نویسنده با روانشناس فقید، لارنس کولبرگ، هم عقیده است که :" تلاش برای حذف ارزش های انسانی از نظریة هوش اجتماعی، موجب تضعیف آن گردد."

 بدین ترتیب چنین هوشی، فقط جنبة شناخت چگونگی تأثیر در دیگران و مهار آنان را خواهد داشت. در این دوران تنهایی و انزوای بشر، لازم است همیشه در مورد گسترش چنین موضع فاقد هویت انسانی، محتاط و حساس باشیم.

http://pr.tcl.co.ir/



تاریخ : 5 اردیبهشت 94 | 16:00 | نویسنده : مرضیه لک | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.